واجب فراموش شده

احیای امر به معروف و نهی از منکر بین مؤمنین

واجب فراموش شده

احیای امر به معروف و نهی از منکر بین مؤمنین

واجب فراموش شده

طلاب و دانشجویان احیاگر واجب فراموش شده

هدف وبلاگ: ارائه جزوات و محصولات فرهنگی
(پوستر، بروشور، کارت، کلیپ صوتی و ....)
در زمینه امر به معروف و نهی از منکر

ehya.blog@gmail.com
شماره تماس: 09191234351
**********************************
تأثیر امر و نهى زبانى - اگر انجام گیرد - از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است.
من چند سال است که گفته‏ ام امر به معروف و نهى از منکر ...
تجربه کنید. منکرى را که دیدید، با زبان تذکّر دهید.
اصلاً لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما براى رفع آن منکر، سخنرانى بکنید. یک کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است.
شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کى مى‏تواند منکر را ادامه دهد؟
... بعضى گفته‏ اند که باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد. من مى‏ گویم احتمال تأثیر همه جا قطعى است ...
براى مردم، حرف اثر دارد.
امام خامنه ای

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

ویرایش دوم کتاب واجب فراموش شده چاپ شد.

سه شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۸:۵۲ ب.ظ

جلد ویرایش دوم کتاب واجب فراموش شده

 

دریافت
حجم: 1.81 مگابایت
توضیحات: (توجه شود این فایل فایل ویرایش دوم نیست، ولی فایل جدیدتری از فایل قبلی است).

برای خرید ویرایش دوم کتاب واجب فراموش شده می‌توانید با شماره‌تماس‌های زیر تماس بگیرید.

معرفی کتاب:

معرفی ویرایش دوم کتاب واجب فراموش شده

 

معرفی ویرایش دوم کتاب واجب فراموش شده

بروشور واجب فراموش شده

سه شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۳، ۰۲:۱۵ ب.ظ

بیانات امام خامنه‌ای در مورد واجب فراموش شده

بیانات امام خامنه‌ای در مورد واجب فراموش شده

برای این چادر

چهارشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۱۴ ب.ظ

برای این چادر

دریافت کارت
عنوان: برای این چادر
حجم: 2.29 مگابایت
توضیحات: برای این چادر
 

عفیفه

دریافت
عنوان: عفیفه
حجم: 1.35 مگابایت
 

نهى از منکر و ترس از مردم‏

شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۲۰ ب.ظ

قرآن:
 «کسانى که مردم به آنان گفتند که مردم براى جنگ با شما فراهم آمده‏اند، از آنها بترسید، پس این سخن بر ایمانشان بیفزود و گفتند خدا ما را بسنده است و نیکو یاورى است او».

حدیث:
12919. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: مبادا کسى از شما در جایى که پاى امرى از خدا در میان است و باید سخن بگوید، با سکوت کردن، خود را کوچک کند؛ زیرا [فرداى قیامت‏] نمى‏تواند بگوید: خدایا! از مردم ترسیدم. چون خداوند جواب مى‏دهد: سزاوارتر آن بود که از من بترسى.
12920. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: مبادا بفهمم که فردى از شما دانش (اطلاعاتى) داشته باشد و از ترس مردم آن را کتمان کند.
12921. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر گاه دیدى امّت من از این که به ستمگر بگویند: تو ستمگرى، مى‏هراسند، فاتحه آنها خوانده شده است.
12922. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: ترس از مردم مانع از آن نشود که فردى از شما، هرگاه حقّى را ببیند یا بشنود، به زبان بیاورد.
12923. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هان! مبادا ترس از مردم مانع از آن شود که فردى از شما حق را ببیند و نگوید. [که حق گویى‏] نه اجلى را نزدیک مى‏کند و نه روزیى را دور مى‏گرداند.
12924. الترغیب و الترهیب: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هیچ یک از شما نباید خود را کوچک کند. عرض کردند: اى رسول خدا! چگونه کسى از ما خود را کوچک مى‏کند؟ فرمود:
به این ترتیب که در جایى خود را موظّف به سخن گفتن بداند و چیزى نگوید. خداوند عزّ و جلّ در روز قیامت به او مى‏فرماید: چه چیز مانع از آن شد که درباره فلان و بهمان چیز سخنى نگویى؟ عرض مى‏کند: ترس از مردم! خداوند مى‏فرماید: سزاوارتر آن بود که از من مى‏ترسیدى.

 

الکتاب:
الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیمانا وَ قالُوا حَسْبُنا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ».

 آل عمران: 173.

الحدیث:
12919. رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: لا یُحَقِّرَنَّ أحَدُکُم نَفسَهُ أن یَرى أمرا للّهِ تَعالى فیهِ مَقالٌ، فلا یَقولَ: یا رَبِّ، خَشیَةَ النّاسِ! فیَقولَ: فإیّایَ کُنتَ أحَقَّ أن تَخشى.

کنز العمّال: 5534.
12920. عنه صلى الله علیه و آله: لا أعرِفَنَّ رَجُلًا مِنکُم عَلِمَ عِلما فکَتَمَهُ فَرَقا مِنَ النّاسِ.

کنز العمّال: 29152، 29532.

12921. عنه صلى الله علیه و آله: إذا رَأیتَ امَّتی تَهابُ الظّالِمَ أن تَقولَ لَهُ: إنَّکَ ظالِمٌ، فقَد تُوُدِّعَ مِنهُم.

کنز العمّال: 5540.

12922. عنه صلى الله علیه و آله: لا یَمنَعَنَّ أحَدَکُم هَیبَةُ النّاسِ أن یَقولَ الحَقَّ إذا رَآهُ أو سَمِعَهُ.

کنز العمّال: 5567.

12923. عنه صلى الله علیه و آله: ألا لا یَمنَعَنَّ أحَدَکُم هَیبَةُ النّاسِ أن یَقولَ الحَقَّ إذا رَآهُ أن یَذَّکَّرَ بِعِظَمِ اللّهِ، لا یُقَرِّبُ مِن أجَلٍ و لا یُبعِدُ مِن رِزقٍ.

کنز العمّال: 5570.

12924. الترغیب و الترهیب: قال رَسولُ اللّه صلى الله علیه و آله: لا یُحَقِّرَنَّ أحَدُکُم نَفسَهُ. قالوا: یا رَسولَ اللّهِ،
و کَیفَ یُحَقِّرُ أحَدُنا نَفسَهُ؟ قالَ: یَرى أنَّ عَلَیهِ مَقالًا، ثُمّ لا یَقولُ فیهِ، فیَقولُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ یَومَ القِیامَةِ: ما مَنَعَکَ أن تَقولَ فی کَذا و کَذا؟ فیَقولُ: خَشیَةُ النّاسِ! فیَقولُ: فإیّایَ کُنتَ أحَقَّ أن تَخشى.

الترغیب و الترهیب: 3/ 227/ 14.

نکوهش واعظ غیر متّعظ (ترجمه)

شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۱۲ ب.ظ

قرآن:
 «اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید! چرا مى‏‌گویید آن چه را که خود عمل نمى‏‌کنید؟ خداوند سخت به خشم مى‏‌آید از این که چیزى بگویید که خود عمل نمى‏‌کنید».
 «آیا شما که کتاب را مى‏‌خوانید، مردم را به نیکى فرمان مى‏‌دهید و خود را از یاد مى‏‌برید؟ چرا اندیشه نمى‏‌کنید؟».
حدیث:
12885. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: روز قیامت مردى را مى‏‌آورند و در دوزخ مى‏‌افکنند و روده‏‌هایش از شکمش بیرون مى‏‌ریزد و در جهنم مانند خر آسیاب مى‏‌چرخد. دوزخیان دور او را مى‏‌گیرند و مى‏‌گویند: فلانى! چه شده است؟ مگر امر به معروف و نهى از منکر نمى‏‌کردى؟ پاسخ مى‏‌دهد: چرا، امر به معروف مى‏‌کردم، اما خود عمل نمى‏‌کردم و نهى از منکر مى‏‌کردم لیکن خودم مرتکب آن مى‏‌شدم.
12886. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: اى پسر مسعود! از آنان مباش که بر مردم سخت مى‏‌گیرند و بر خود آسان. خداوند متعال مى‏‌فرماید: «چرا مى‏‌گویید چیزى را که خود عمل نمى‏‌کنید؟».
12887. امام على علیه السلام: من شأن خود را بالاتر از آن‏ مى‏‌دانم که آنچه را خودم ترک نمى‏‌کنم مردم را از آنها باز دارم، یا به کارى فرمانشان دهم که خود جلوتر به آن عمل نکنم.

12888. امام على علیه السلام: چونان کسى مباش که بى عمل به آخرت امید مى‏‌بندد ... از خلافکارى و گناه باز مى‏‌دارد، اما خود باز نمى‏‌ایستد و به کارهاى خوب فرمان مى‏‌دهد، ولى خود انجام نمى‏‌دهد.
12889. امام على علیه السلام: آشکارترین منافق کسى است که به فرمانبرى از خدا فرمان مى‏‌دهد و خود بدان عمل نمى‏‌کند و از گناه باز مى‏‌دارد و خود از آن باز نمى‏‌ایستد.
12890. امام على علیه السلام: در گمراهى انسان همین بس که مردم را به چیزى فرمان دهد، که خود انجام نمى‏‌دهد و آنها را از چیزى باز دارد که خود باز نمى‏‌ایستد.
12891. امام على علیه السلام: در نادانى انسان همین بس که بر مردم کارهایى را خُرده بگیرد که مانند آنها را خود انجام مى‏‌دهد.
12892. امام على علیه السلام: نفرین خدا بر کسانى که به خوبى فرمان مى‏‌دهند و خود آن را فرو مى‏‌گذارند و بر کسانى که از زشتى باز مى‏‌دارند و خود مرتکب آن مى‏‌شوند.
12893. امام على علیه السلام: بسا کسانى که به کارهاى خوب فرمان مى‏‌دهند و خود بدانها عمل نمى‏‌کنند؛ بسا کسانى که از بدى باز مى‏‌دارند و خود باز نمى‏‌ایستند؛ بسا کسانى که پند مى‏‌دهند و خود پند نمى‏‌پذیرند؛ بسا دانایانى که از دانش خود بهره برنمى‏‌گیرند.

نکوهش واعظ غیر متّعظ

شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۱۱ ب.ظ

الکتاب:
یا أیُّها الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ* کَبُرَ مَقْتا عِنْدَ اللّهِ أنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ».

الصفّ: 2، 3.
أ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أنْفُسَکُمْ وَ أنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أ فَلا تَعْقِلُونَ».

البقرة: 44.

 

الحدیث:
12885. رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: یُؤتى بِالرَّجُلِ یَومَ القِیامَةِ فیُلقى فی النّارِ، فتَندَلِقُ أقتابُ بَطنِهِ فیَدورُ بِها کما یَدورُ الحِمارُ فی الرَّحى، فیَجتَمِعُ إلَیهِ أهلُ النّارِ فیَقولونَ: یا فُلانُ، ما لَکَ؟ أ لَم تَکُن تَأمُرُ بِالمَعروفِ و تَنهى عَنِ المُنکَرِ؟! فیَقولُ: بَلى کُنتُ آمُرُ بِالمَعروفِ و لا آتیهِ، و أنهى عَنِ المُنکَرِ و آتیهِ.

الترغیب و الترهیب: 3/ 233/ 1.

12886. عنه صلى الله علیه و آله: یَا بنَ مَسعودٍ، لا تَکُنْ مِمَّن یُشَدِّدُ عَلَى النّاسِ و یُخَفِّفُ عَن نَفسِهِ، یَقولُ اللّهُ تَعالى: «لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ»؟! مکارم الأخلاق: 2/ 361/ 2660.

12887. الإمامُ علیٌّ علیه السلام: إنّی لأَرفَعُ نَفسی أن أنهى‏
النّاسَ عَمّا لَستُ أنتَهی عَنهُ، أو آمُرَهُم بِما لا أسبِقُهُم إلَیهِ بعَمَلی.

غرر الحکم: 3780

12888. عنه علیه السلام: لا تَکُنْ مِمَّن یَرجو الآخِرَةَ بغَیرِ العَمَلِ ... یَنهى و لا یَنتَهی، و یَأمُرُ بِما لا یَأتی.

نهج البلاغة: الحکمة 150.

12889. عنه علیه السلام: أظهَرُ النّاسِ نِفاقا: مَن أمَرَ بِالطّاعَةِ و لَم یَعمَل بِها، و نَهى عَنِ المَعصِیَةِ و لَم یَنتَهِ عَنها.

غرر الحکم: 3214.

12890. عنه علیه السلام: کَفى بِالمَرءِ غَوایَةً أن یَأمُرَ النّاسَ بِما لا یَأتَمِرُ بِهِ، و یَنهاهُم عَمّا لا یَنتَهی عَنهُ.

غرر الحکم: 7072.

12891. عنه علیه السلام: کَفى بِالمَرءِ جَهلًا أن یُنکِرَ عَلَى النّاسِ ما یَأتی مِثلَهُ.

غرر الحکم: 7073.

12892. عنه علیه السلام: لَعَنَ اللّهُ الآمِرینَ بِالمَعروفِ التّارِکینَ لَهُ، و النّاهینَ عَنِ المُنکَرِ العامِلینَ بِهِ.

نهج البلاغة: الخطبة 129.

12893. عنه علیه السلام: رُبَّ آمِرٍ غَیرُ مُؤتَمِرٍ، رُبَّ زاجِرٍ غَیرُ مُزدَجِرٍ، رُبَّ واعِظٍ غَیرُ مُرتَدِعٍ، رُبَّ عالِمٍ غَیرُ مُنتَفِعٍ.

غرر الحکم: 5359، 5360، 5361، 5362.

خطرِ آشکار گناه کردن

شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۵:۰۴ ب.ظ

رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ لا یُعَذِّبُ العامَّةَ بِعَمَلِ الخاصَّةِ؛ حتّى تَکونَ العامَّةُ تَستَطیعُ تُغَیِّرُ عَلَى الخاصَّةِ، فإذا لَم تُغَیِّرِ العامَّةُ عَلى الخاصَّةِ عَذَّبَ اللّهُ العامَّةَ و الخاصَّةَ.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: تا زمانى که عموم مردم در صدد تغییر خلافکاریهاى عدّه‏اى خاص برآیند، خداوند عموم را به گناه عدّه‏اى خاص عذاب نمى‏کند. اما اگر عموم مردم در صدد اصلاح آن عدّه خاص برنیایند، خداوند عموم مردم و آن عدّه خاص را عذاب مى‏کند.

کنز العمّال: 5515.

الإمامُ علیٌّ علیه السلام: أیُّها النّاسُ، إنَّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ لا یُعَذِّبُ العامَّةَ بِذَنبِ الخاصَّةِ إذا عَمِلَتِ الخاصَّةُ بِالمُنکَرِ سِرّا مِن غَیرِ أن تَعلَمَ العامَّةُ، فإذا عَمِلَتِ الخاصَّةُ بِالمُنکَرِ جِهارا فلَم یُغَیِّرْ ذلکَ العامَّةُ، استَوجَبَ الفَریقانِ العُقوبَةَ مِنَ اللّهِ عَزَّ و جلَّ.

امام على علیه السلام: اى مردم! همانا خداوند متعال عموم مردم را به گناه عدّه‏اى خاص عذاب نمى‏کند، اگر آن عدّه در نهان زشت کارى کنند و عموم از آن آگاه نباشند. اما اگر عدّه‏اى خاص آشکارا گناه کنند و عموم مردم اعتراض ننمایند، در این صورت هر دو دسته سزاوار کیفر خداوند متعال هستند.

بحار الأنوار: 100/ 78/ 34.

بحار الأنوار عن الإمامِ الصّادقِ عَن أبیه علیهما السلام: قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: إنَّ المَعصِیَةَ إذا عَمِلَ بِها العَبدُ سِرّا لَم تَضُرَّ إلّا عامِلَها، و إذا عَمِلَ بِها عَلانِیَةً و لَم یُغَیَّرْ عَلَیهِ أضَرَّتِ العامَّةَ.

قالَ جَعفرُ بنُ مُحمّدٍ علیهما السلام: و ذلکَ أنَّهُ یَذِلُّ بِعَمَلِهِ دینُ اللّهِ، و یَقتَدی بِهِ أهلُ عَداوَةِ اللّهِ.

بحار الأنوار: امام صادق به نقل از پدر بزرگوارش علیهما السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود اگر آدمى گناه را پنهانى انجام دهد، جز به گنهکار زیان نمى‏زند، ولى اگر آشکارا انجامش دهد و کسى به او اعتراض نکند، زیانش به همگان مى‏رسد.

امام صادق علیه السلام فرمود: علّتش این است که او با گناه آشکار خود، دین خدا را خوار مى‏کند و دشمنان خدا از او سرمشق مى‏گیرند.

بحار الأنوار: 100/ 78/ 35.

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: ما أقَرَّ قَومٌ بِالمُنکَرِ بَینَ أظهُرِهِم لا یُغیِّرونَهُ إلّا أوشَکَ أن یَعُمَّهُمُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ بِعِقابٍ مِن عِندِهِ.

امام صادق علیه السلام: هر گاه مردمى در برابر زشت کاریهایى که در میانشان صورت مى‏گیرد دم فرو بندند و آن را تغییر ندهند، زود باشد که خداوند عزّ و جلّ کیفر خود را شامل همه آنان سازد.

بحار الأنوار: 100/ 78/ 36.

رسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله:

إذا لَم یأمُروا بِمَعروفٍ و لَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ و لَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتی، سَلَّطَ اللّهُ عَلَیهِم شِرارَهُم، فیَدعوا عِندَ ذلکَ خِیارُهُم فلا یُستَجابُ لَهُم.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هرگاه [مردم‏] امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بَدان آنها را بر ایشان مسلّط گرداند، و در این هنگام نیکانشان دعا کنند و دعایشان مستجاب نشود.

الأمالی للصدوق: 385/ 493.

عنه صلى الله علیه و آله:

إذا عَظَّمَت امَّتیَ الدّنیا نُزِعَت مِنها هَیبَةُ الإسلام، و إذا تَرَکَتِ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ حُرِمَت بَرَکَةَ الوَحیِ.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هرگاه دنیا در نظر امّت من بزرگ آید، شکوه اسلام از آنان گرفته شود و هر گاه امر به معروف و نهى از منکر را وا گذارند، از برکت وحى محروم گردند.

کنز العمّال: 6070.

عنه صلى الله علیه و آله:

لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ و لَتَنهَوُنَّ عَنِ المُنکَرِ أو لَیَلحِیَنَّکُمُ اللّهُ کما لَحَیْتُ‏ عَصایَ هذِه لِعودٍ فی یَدِهِ.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: باید امر به معروف و نهى از منکر کنید، و گر نه همان گونه که من پوست این چوبدستى خود را کنده‏‌ام، خداوند پوست شما را مى‏‌کَنَد.

 المجازات النبویّة: 353/ 271.

ترس، یکی از مهمترین دلایلی است که انسان را از امر به معروف بازمی دارد. ترس از آبرو، ترس از مقام و ترس از دعوا و ... بالاخره ترس از مردم.

چرا ترس داریم؟

چون از بس امر به معروف نکرده ایم، چنین خیال می کنیم که اگر امر به معروف کنیم قطعاً طرف مقابل بر می گردد و فحش می دهد یا دعوا راه می اندازد و یا ... در حالی که اگر خودمان خوب تذکر دادن را بیاموزیم و تجربه کنیم، کاملاً نظرمان عوض خواهد شد.

همچنین، ما فقط خبر تجارب تلخ امر به معروف را شنیده ایم. در حالیکه از بین هر چند هزار مورد، شاید در یک مورد اتفاق بدی افتاده باشد. ولی خبر آن پخش می شود و خبر آن چند هزار امر به معروف که در اطراف ما انجام می شود پخش نمی شود. شنیدن داستان و خاطرات آمرین و ناهیان که با توسل به امام زمان (عج) و برای خدا عمل کردند، رافع این ترس هاست.

باید به فکر فرو برویم که چرا ترسمان از غیر خدا نقد است ولی از خدا نسیه ای می ترسیم؟ چرا ترسمان از غیر خدا در اعمالمان اثر می گذارد ولی ترس از خدا تأثیری بر کارهایمان ندارد؟ چرا به خاطر ترس از عقوبت خدا امر به معروف نمی کنیم؟ با کمی تأمل متوجه خواهیم شد که دیگر ترس ها در برابر این ترس ناچیز است و دلیلش وسوسه شیطان است. باید فقط از خدا ترسید. که اگر اینطور نباشد آنوقت مورد عتاب قرآن قرار خواهیم گرفت که فرمود: «أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین ». بیایید به فرمانِ«فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ » خداوند لبیک گوییم و مؤمن واقعی باشیم.

بیایید اصلاً فرض کنیم که کسی را از منکری که مرتکب شده است نهی کردیم و او با تندی پاسخمان داد. آیا باید به فرمان الهی بدگمان شد؟ این چه دینداری است که نخواهیم در راه آن نهایتاً دو تا فحش تحمل بکنیم؟ و حال آنکه کسانی را سراغ داریم که برای دین خود از تمام دنیای خود گذشتند و با خون خود مهر ختام بر نامه ی زندگی دنیایی خود زدند.

آیا با این دینداری می توان خود را شیعه امام حسین (ع) فرض کرد؟ در حالیکه امام حسین (ع) همه هستی خود را در راه خدا داد و از چیزی جز او نترسید.

شجاعت را باید از حاج ابراهیم همت یاد گرفت که برای روحیه دادن به نیروهایش، وقتی بارش گلوله های دشمن به سمت خاکریز آمد، به روی خاکریز رفت و شروع کرد به قدم زدن. یعنی ای خدا، من از این باران گلوله ها نمی ترسم، چون همه کاره عالم تو هستی و این گلوله ها کاره ای نیستند.

آری دینداری شجاعت می خواهد و امر به معروف و نهی از منکر انسان را به جایی می رساند که جز از خدا نترسد.

به قول آیت الله جاودان: «امر به معروف و نهی از منکر، شجاعت می آورد، ترس را از دل آدم می برد. (آن وقت) می شود بگویند او را با این هزاران هزاران گناهی که دارد ببرید بهشت چون امر به معروف نهی از منکر می کرده است، دیگر از غیر من نمی ترسیده است.»

آری، فقط از خدا ترسیدن این قدر ارزش دارد.

وظیفه اشخاصی‌ که از تخلفات قانونی‌ مطلع می‌شوند، نهی‌ از منکر با رعایت شرائط و ضوابط شرعی‌ آن است، و توسل به رشوه و راههای‌ غیرقانونی‌ برای‌ هر عملی‌ هر چند به منظور جلوگیری‌ از فساد، جایز نیست. البته، با فرض وقوع چنین عملِ خلافِ شرع و قانون در کشوری‌ که نظام اسلامی‌ بر آن حاکم است، وظیفه مردم به مجرد عجز شخصی‌ از امر به معروف و نهی‌ از منکر ساقط نمی‌شود، بلکه واجب است که به نهادهای‌ مربوط اطلاع داده و موضوع را پیگیری‌ نمایند. (اجوبة الاستفتاءات، س 1083)

اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشته باشد تکلیفی نخواهند داشت، مثلا اگر خوف داشته باشند که در صورت مبادرت به این فریضه، ضرری از طرف مسؤولین بالاتر متوجه آنان می‌شود تکلیف از آن‌ها ساقط می‌شود. البته این حکم در مواردی است که حکومت اسلامی حاکم نباشد، ولی با وجود حکومت اسلامی که اهتمام به اجرای فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر دارد بر کسی که قادر بر این فریضه نیست واجب است که نهادهای ذیربط را که از طرف حکومت برای این کار اختصاص یافته‌اند مطلع نمایند و تا کنده شدن ریشه‌های فاسد که فسادآور هم هستند موضوع را پیگیری کند. (اجوبة الاستفتاءات، س 1082)

در امر به معروف و نهی از منکر شرط نیست که امر و نهی کننده به آنچه امر می‌کند عمل نماید و از آنچه نهی می‌کند اجتناب ورزد. یعنی امر و نهی بر شخص گناه‌کار هم واجب است و او نمی‌تواند به عذر این که گناه می‌کند خود را از این وظیفه بزرگ تبرئه سازد. (این که در منابع دینی از افرادی که خود عمل نمی‌کنند و دیگران را به عمل وامی‌دارند و یا خود گناه می‌کنند و دیگران را از گناه باز می‌دارند مذمت و نکوهش بسیار شده برای این است که چرا خود عمل به وظیفه نکرده‌اند، نه برای این که چرا امر و نهی کرده‌اند). (رساله آموزشی امام خامنه‌ای،ج1،ص332)

شکل کامل و جامع امر به معروف چیست؟؟؟

دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۰۳ ب.ظ

اینجا یک کلمه درباره امر به معروف و نهی از منکر و در تفسیر این دو کلمه بگویم. ای برادران و خواهران مسلمان! امر به معروف فقط آن نیست که تو به زبان و خودت به تنهایی به کسی بگویی نکن! این یک نمونه کوچک از نهی از منکر است. امر به معروف و نهی از منکر در شکل کامل و جامعش عبارت است از اینکه جامعه اسلامی کمر به ریشه کن ساختن بدی‌ها ببندد. کمر به برقراری خوبی‌ها و نیکی‌ها و فضیلت‌ها ببندد و امروز همه بدی‌های ما خلاصه می‌شود در باقیمانده‌های اسارت فکری و مادی ما در دست قدرت‌های بزرگ. باید همه ملت یکپارچه، همه دست به دست هم داده، یک صدا و یک گام حرکت کنند تا این وابستگی‌هایی را که هنوز ما به فرهنگ غلط گذشته داریم ببریم و بگسلیم و کوشش کنیم که ندا و پیام انسانی خود را به همه جا بگسترانیم.

امام خامنه‌ای، 05/02/1359

چه چیز باعث عذاب و لعنت اقوام گذشته شد؟؟؟

دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۰۱ ب.ظ

تهدید خدا را کُند مشمارید، دیر شده ندانید. خداوند نسل گذشته‌ای را که پیش روی شما بودند از رحمت خود دور نساخت، مگر به خاطر آن‌که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. نسل گذشته ما از رحمت خدا دور شده بود. دچار نفرین و لعنت شده بود. اون نسلی که هم اسارت فکری داشت و هم اسارت مادی. هم اخلاقش فاسد شده بود، هم شکمش گرسنه بود، هم هیچ گونه اختیاری برای سرنوشت‌سازی خود نداشت. چرا این نسل گذشته ما که خود ما هم در آن نسل حضور داشتیم و در سرنوشت آنان شریک بودیم از رحمت خدا دور بودند؟ به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر نکردند. امروز اگر ما هم امر به معروف و نهی از منکر نکنیم، باید بدانیم با اینکه انقلاب کرده‌ایم و در قدم اول پیش رفته‌ایم، عقب خواهیم ماند و دچار لعنت خدا خواهیم شد. امروز بر ما هم لازم است که امر کنیم به نیکی و نهی کنیم از بدی. ...

«فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُکُوبِ الْمَعَاصِی وَ الْحُلَمَاءَ لِتَرْکِ التَّنَاهِی‏»

اون کسانی که سبک‌سران جامعه بودند، گناه کردند، تن به پستی‌ها و رذالت‌ها دادند. تن به خودخواهی‌ها دادند. زندگی نقد خود را فقط خواستند. خدا به خاطر این عمل، اون‌ها را از رحمت خود دور کرد و بزرگان و زبدگان و اندیشمندان این جهالت مردم را دیدند و اون‌ها را بازنداشتند.

امام خامنه‌ای، 05/02/1359

کدام مرحله از امر به معروف را انتخاب کنیم؟؟؟

دوشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۵۹ ب.ظ

اگر در بعضى از مراتب نهى زبانى (مرحله دوم) اهانت و ایذاء کمترى هست نسبت به آنچه در مرحله اول گفتیم و غرض با همان حاصل مى‌شود، واجب است به همان مقدار اکتفا شود و وظایف مرحله اول را انجام ندهد. مثلا اگر فرض شود موعظه و ارشاد با بیان نرم و روى گشاده مؤثر و یا محتمل التأثیر است و کمتر از اعراض و قهر کردن و امثال آن طرف را آزار مى‌دهد، نباید از این نهى زبانى که مرحله دوم است تجاوز نموده به اعراض که مرحله اول است تمسک بجوید. اشخاص چه امر کنندگان و چه امر شوندگان از نظر اخلاق و احوال بسیار مختلفند، بسیارى هستند که اعراض و قهر کردنشان طرف را بیشتر آزار می‌دهد و براى او سنگین‌تر و اهانت آمیزتر است، تا امر به معروف و نهى از منکر زبانى. بنابراین بر امر کننده ونهى کننده لازم است رعایت مراتب و اشخاص را بنماید و وظیفه خود را به آسانتر و آسانترین راه انجام دهد. (تحریر الوسیله امام خمینی(ره)، مسأله 6)